در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
person (private)
شخص عادی
person (retired)
بازنشسته
person (seriously injured)
شخص دارای جراحت جدی، مجروح شدید
person (slightly injured)
شخص دارای جراحت سطحی، مجروح سطحی
person involved
شخص درگیر
person per vehicle
فرد به ازای هر وسیله نقلیه
person responsible
فرد مسؤول، شخص مسؤول
person trip
سفر فردی، سفر تولید شده به وسیله یک فرد با هر نوع وسیله نقلیه
personal computer
رایانه شخصی
personal effects
وسایل شخصی، لوازم شخصی
personal injured accident
تصادف منجر به جرح، تصادف منجر به آسیب جسمی
personal property
مایملک شخصی
personal trip
سفر شخصی
personal use
استفاده شخصی
personnel
پرسنل، کارمندان، کادر، کارمندان، اداره کارگزینی، اداره امور استخدامی
persons (damage to)
آسیبرساندن به افراد، میزان دخالت افراد
persons involved rate
نرخ مداخله افراد، میزان دخالت افراد
perspective
ژرفنمایی، سهبعدینمایی، پرسپکتیو، چشمانداز، نما، دورنما، منظره
perspective (drawing in)
طرح (نقشه) سهبعدی
perspective view
نمای سهبعدی، تصویر سهبعدی
pervious a/
متخلخل، تراوا، نفوذپذیر
pervious coated macadam
ماکادام قیری نفوذپذیر، ماکادام قیری متخلخل
perviousness
نفوذپذیری
petrographic a/
سنگشناختی، (مربوط به) سنگشناسی
صفحه 689 از 1111