در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

penalty

جریمه، تنبیه، مجازات، کیفر، جزا

penetrate

رخنه کردن، نفوذ کردن، فرو کردن، فرو رفتن، پاره کردن، سوراخ کردن، فرا گرفتن، پر کردن، آکندن، فهمیدن، کشف کردن، دریافتن

penetration

نفوذ، رخنه، رسوخ، قدرت تمیز، قدرت دریافت، توان فهم، بینش عمیق، درجه نفوذ (قیر)، فروروندگی (خاک)

pensioner

مستمری‌بگیر، بازنشسته، وظیفه‌بگیر، مقرری‌بگیر

people

مردم، آدم‌ها، اشخاص، افراد، کسان، ملت،‌ امت، نژاد، قوم، قبیله، طایفه، اهالی، ساکنان، جامعه، عامه مردم

per MEV

هر یک میلیون وسیله نقلیه عبوری

perceive

متوجه شدن، پی بردن، مشاهده کردن، دیدن، دریافتن، ملتفت شدن، فهمیدن، درک کردن، ادراک کردن

صفحه  684  از  1111