در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

pedestrian stage

فاز (مرحله) عبور عابر پیاده (چراغ راهنمایی)

pedestrianize

به عابرین پیاده اختصاص دادن، ویژه عابرین پیاده ساختن (خیابان، ناحیه)

peeling

پوسته‌ شدن (بتن، اندود، رنگ)

pegging plan

طرح پیکه‌تاژ، طرح میخ‌کوبی، پلان‌ میخ‌کوبی

pelican crossing

گذرگاه عابر پیاده کنترل‌شده با چراغ راهنمایی

pen

قلم، سرقلم، نوشتن، تحریر کردن

penal

کیفری، جزایی، (مربوط به) جزا، (مربوط به) مجازات، کمرشکن (مالیات)، مشمول مجازات (جرم)

صفحه  683  از  1111