در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

assembler

جمع‌کننده، گردآور، اسمبلر

assembling

مونتاژ، سر هم کردن قطعات، گرد آوردن، فراهم کردن

assembly

اسمبلی، مجموعه، سوار کدرن، مونتاژ کردن

صفحه  68  از  1111