در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

passenger load

تعدا مسافران یک واحد نقلیه (اتومبیل، قطار یا هواپیما)

passing

در حال عبور، در حال گذشتن، گذرا، موقتی، اتفاقی، شتابزده، گذشت، مرور (زمان)، عبور (قطار،‌ اتومبیل)، پایان، اتمام، فوت، رحلت

passive

منفعل، فعل‌پذیر، غیر فعال، بدون اختیار، بی‌علاقه، بی‌تحرک

«‹ ۶۶۹  ۶۷۰  ۶۷۱ ۶۷۲ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۶۷۱ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰