در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

parliamentary

(مربوط به) مجلس، (مربوط به) پارلمان، پارلمانی

part

بخش، قسمت، حصه، جزء، تکه، قطعه، عضو، جدا کردن، جدا شدن، از هم جدا شدن

partial

نسبی، محدود، ناقص، جزیی، مایل، راغب، علاقه‌مند

participate

شرکت کردن، سهم داشتن، شرکت داشتن

صفحه  668  از  1111