در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

parasite

انگل، طفیلی، سروصدای مزاحم،‌ پارازیت

paratransit

حمل‌ونقل گروهی، حمل‌ونقل مشترک، پاراترانزیت

paratransit system

سیستم پاراترانزیت، سیستم حمل‌ونقل گروهی، سیستم حمل‌ونقل مشترک

parcel

بسته، قسمت،‌ بخش، تکه، قطعه (زمین)، عده، دسته

parent

پدر، مادر، ولی، اصلی، مادر (شرکت، سازمان)، اصل، منشأ، سرچشمه، خاستگاه

parish

بخش، بلوک (در بریتانیا، تقسیمات کشوری)، مردم،‌ اهل محل، اهالی، کشیش‌نشین، (مربوط به) کشیش‌نشین

park

پارک، باغ ملی، باغ، باغچه، زمین ورزش، زمین بازی، توقف، پارک کردن

park (car)

محل توقف خودرو، پارکینگ اتومبیل

«‹ ۶۵۹  ۶۶۰  ۶۶۱ ۶۶۲ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۶۶۱ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰