در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

overhang

یک سرگیردار (سازه)، پیش‌آمده، مشرف (معماری)، پیش‌آمدگی، بیرون‌زدگی، کنسول، طرّه، معلق بودن، آویزان بودن

overhanging

بیرون‌زدگی، پیش‌آمدگی، طرّه

overhangings (successive)

طرّه‌های متوالی، بیرون‌زدگی‌های متوالی، پیش‌آمدگی‌های متوالی

overhead

هوایی (راه‌آهن، کابل)، بالای سر، سقفی، بالارونده، جاری، عمومی، ثابت (هزینه‌ها)

overheads

هزینه‌های بالاسری، مخارج عمومِ، هزینه‌های جاری، هزینه‌های ثابت

overinflated a/

تشدید‌شده، بزرگنمایی شده، مبالغه شده، بیش از حد باد شده (لاستیک)

overland

زمینی، از راه خشکی، از راه زمینی

overload

بار اضافی، اضافه‌بار، زیادی بار کردن، بار را زیاد کردن

«‹ ۶۵۳  ۶۵۴  ۶۵۵ ۶۵۶ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۶۵۵ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰