در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

overbreak [tunnel]

خاکبرداری اضافه بر نیمرخ، حفاری اضافی [تونل]

overcrowd

شلوغ کردن، پر کردن، انباشتن

overcrowded

خیلی شلوغ، پر از جمعیت، پر ازدحام، پر جمعیت

overdesign

بیش‌طراحی، طراحی دست بالا

overdue

پرداخت‌نشده، دارای دیرکرد، گذشته از موعد، گذشته از موعد، عقب‌افتاده، تأخیردار، دیر، عقب

overestimate

بیش از حد تخمین زدن، بیش از اندازه برآورد کردن، اضافه برآورد کردن

overestimation

تخمین بیش از حد،‌ برآورد بیش از اندازه

overflow

سرریز، لبریزی، لوله سرریز

overground

زمینی (راه، مسیر)، روزمینی (راه‌آهن)

صفحه  654  از  1111