در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

outline

خطوط کلی، خطوط اصلی، نما، طرح کلی، طرح، رئوس مطالب، نکات عمده، فشرده، خلاصه، چکیده، طرح کشیدن، خطوط اصلی کشیدن، چکیده به دست آوردن، به طور خلاصه گفتن

outlook

چشم‌انداز، منظر، دورنما، نظر، دید، دیدگاه، نگرش، آینده، افق

outlying

دور، دوردست، دور افتاده، پرت، دور از مرکز

output

تولید، محصول، حاصل، بازده، میزان تولید، خروجی، برون‌داد (کامپیوتر، برق و ...)

outside

بیرون، خارج، قسمت بیرونی، محوطه بیرونی، محوطه، حیاط، خارجی، بیرونی، مشرف به بیرون (دیوار)، بیرون از ساختمان، جنبی، ثانوی، ناچیز، اندک، فراتر از، ورای، سوای، به جزء نزدیک، اطراف

outskirts

حومه، اطراف (شهر)، کنار، پیرامون، حول و حوش

outstation

ایستگاه دورافتاده، پایگاه دورافتاده، پُست دورافتاده

overall

(مربوط به) کل، کلی، جامع، همه‌جانبه، فراگیر، کلاً، در جمع، در مجموع، روی هم رفته

«‹ ۶۵۱  ۶۵۲  ۶۵۳ ۶۵۴ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۶۵۳ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰