در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

orientate

سازگار کردن، وفق دادن، جلب کردن، علاقمند کردن، کشاندن، جهت دادن، برای هدف خاصی طراحی کردن

orientation

جهت‌گیری، جهت‌یابی، جهت، تشخیص موقعیت

origin

منشأ، مبدأ، سرچشمه، خاستگاه، اصل، ریشه، آغاز، ابتدا

original

اولین، نخستین، اولیه، اصلی، ابتدایی، نو، بدیع، اصیل، مبتکر، خلاق

originate

نشأت گرفتن، ریشه گرفتن، ریشه داشتن، آغاز شدن، مبدع بودن، مبتکر بودن، ابداع کردن، موجب بودن، پدید آوردن، به وجود آوردن

oscillate

آمدن و رفتن، نوسان داشتن، نوسان کردن، تاب خوردن، مردد بودن، متزلزل بودن، متغیر بودن، در نوسان بودن، نوسان کردن (برق)

oscillation

نوسان، تردید، تزلزل، بی‌ثباتی، تغییر

«‹ ۶۴۹  ۶۵۰  ۶۵۱ ۶۵۲ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۶۵۱ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰