در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

optics

نورشناسی، علم اپتیک

optimize

بهینه ساختن، بهینه کردن

optimum

بهینه، بهترینف مناسب‌ترین، مطلوب، مناسب، حد مطلوب، بهترین حد

option

اختیار، قدرت انتخاب، حق انتخاب، امکان، امکان گزینش، حق خرید، حق فروش

orbital

(مربوط به) مدار، مداری، کنارگذر، کمربندی (جاده)

order

نظم، ترتیب، سامان، انضباط، دستور، فرمان، امر، حکم، سفارش، کالای سفارشی (بازرگانی)، حواله، حواله‌کرد (مالی)، دستورجلسه، دستورکار، دستور دادن، امر کردن، حکم دادن، سفارش دادن، نظم و ترتیب دادن، سامان دادن

«‹ ۶۴۶  ۶۴۷  ۶۴۸ ۶۴۹ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۶۴۸ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰