در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

oppose

مخالفت کردن، رویارویی کردن، اعتراض کردن، رقابت کردن، مقابله کردن

opposing

مقابل، روبرو، طرف مقابل

opposite a/

روبرو، مقابل، روبرویی، مخالف، متضاد

opposition

مخالفت، مقاومت، تقابل، تضاد، مخالفان، رقبا، گروه مخالف، حزب مخالف، حزب رقیب

optic

(مربوط به) چشم، (مربوط به) بینایی، چشمی‌، نوری

صفحه  647  از  1111