در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
operation (traffic)
عملکرد ترافیک، کارکرد ترافیک
operation (two – way)
عملکرد دوسویه، کارکرد دوسویه
operation (vehicle)
کارکرد وسیله نقلیه
operation centre
مرکز عملیاتی، مرکز بهرهبرداری
operation engineer
مهندس بهرهبردار
operation [mechanism]
عملکرد ماشین [مکانیسم]
operational a/
عملکردی، عملیاتی، (مربوط به) عملیات، آماده استفاده، آماده بهرهبرداری، آماده عملیات
operational delay
تأخیر عملکردی
operational procedure
روش عملکردی
operational research
تحقیق عملیاتی
operational safety
ایمنی کاربردی، ایمنی عملکردی
operator
اپراتور، متصدی، مأمور، مسؤول، مدیر، گرداننده، صاحب
operator (bus)
اپراتور اتوبوس، راننده اتوبوس
operator (public transport)
اپراتور حملونقل عمومی
operator (road haulage)
اپراتور حملونقل جادهای
operator (taxi)
اپراتور تاکسی، راننده تاکسی
operator¢ s platform
جایگاه اپراتور، محل استقرار اپراتور، سکوی اپراتور
opinion
عقیده، نظر، رأی، فکر، باور، عقیده عمومی، عقاید، افکار عمومی، نظر کارشناسی
opinion (expert)
نظر کارشناسی
opinion (express on)
اظهار عقیده، ابراز عقیده
opinion poll
نظرسنجی، نظرخواهی، سنجش افکار
opinion survey
بررسی عقاید، سنجش افکار
opportunity
فرصت، موقعیت، مجال
Opportunity Cost
هزینه فرصت
صفحه 646 از 1111