در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

old

پیر، مسن، سالخورده، کهن، قدیمی، کهنه، سابق، قبلی، پیشین

omnibus

اتوبوس (شهری)، مجموعه آثار، توده مردم، عامه

on – board computer

کامپیوتر نصب‌شده (درون وسیله نقلیه)، کامپیوتر درون‌وسیله‌ای

on – board equipment

تجهیزات سوارشده (درون وسیله نقلیه)، تجهیزات درون‌وسیله‌ای

on – line a/

پیوسته، متصل، روی خط، در راستا، حین کار، وصل به کامپیوتر

on – ramp

رمپ (رابط) ورودی به آزادراه یا بزرگراه

صفحه  641  از  1111