در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

neutral

بی‌طرف، معمولی، عادی، خنثی، خلاص (دنده اتومبیل)، نول (برق)، کشور بی‌طرف، دولت بی‌طرف

neutralization

خنثی‌سازی، بی‌اثر ساز، بی‌بار کردن (الکتریکی)، بی‌طرف اعلام کردن، اعلام بی‌طرفی

new

جدید، تازه، نو، تازه وارد، ناآشنا

صفحه  621  از  1111