در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

negotiation

مذاکره، گفتگو، عبور، غلبه، واگذاری، انتقال

neighbour

همسایه، کناری، بغل‌دستی، هم نوع، رفت‌وآمد کردن، معاشرت کردن

neighbourhood

ناحیه، منطقه، محل، محله، حول و حوش، حوالی، اطراف

neon

نئون، (چراغ، لامپ) نئون

nerve

عصب، پی، رشته عصبی، شهامت، شجاعت، جرأت دادن، قوت قلب دادن

net

تور، توری، شبکه، خالص، ویژه، نهایی، سود خالص بردن، سود خالص داشتن، سود کردن، سود به دست آوردن، سود به همراه آوردن، تور انداختن، به دام انداختن

«‹ ۶۱۸  ۶۱۹  ۶۲۰ ۶۲۱ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۶۲۰ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰