در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

municipal a/

شهری (مربوط به) شهر، (مربوط به) شهرداری

mutual

متقابل، دوطرفه، دوجانبه، مشترک

nadir

نادبر، سمت‌‌القدم، پاسو، حضیض، نهایت افت، پایین‌ترین حد

nail

میخ، میخ کردن، میخ زدن، میخ‌کوبی کردن

صفحه  615  از  1111