در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
moving off uphill
شروع به حرکت در سربالایی
moving off [vehicle]
راه افتادن، شروع به حرکت [وسیله نقلیه]
moving stairs
پلهبرقی
moving traffic
ترافیک روان، ترافیک در حال حرکت
moving vehicle
وسیله نقلیه در حال حرکت
moving walkway
(سیستم) پیادهبر، پیادهروی متحرک
moving walkway system
سیستم پیادهبر، سیستم پیادهروی متحرک
mow
چمن زدن، درو کردن (مزرعه)
mower
دروگر، ماشین درو، ماشین چمنزن
mowing [grass]
کندن علف، علفکنی، علفچینی
muck
لجن، لای، نخاله حفاری، خاک حفاری
mucking out [tunnel]
تخلیه نخاله حفاری [تونل]
mud
گلولای، لجن
mud (dredging)
لجن لایروبی
mud flap
باله گلگیر
mud flow
جریان گلولای
mudguard
گلگیر
muffler [USA]
منبع اگزوز، صدا گیر [اصطلاح آمریکایی]
mulch
لاشبرگ
mule track
راه (مسیر) مالرو
multichannel queue
صف چندستونی
multicomponent system [paint]
سیستم دارای چند جزء سازنده [رنگ]
multicriteria a/
چند معیاری
multicriteria analysis
تحلیل چند معیاری، تحلیل چند متغیره
صفحه 613 از 1111