در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

ministerial a/

(مربوط به) وزارت، وزارتی، (مربوط به) دولت، (مربوط به) وزرا، (مربوط به) کابینه

ministerial approval

تأیید وزارتی، تصدیق وزارتخانه، تأیید وزارتخانه، تصویب وزارتی

ministry

وزارتخانه، وزارت، هیأت وزیران، هیأت دولت

minor

کوچک، کم، جزیی، بی‌اهمیت، کم‌اهمیت، فرعی، سطح

صفحه  597  از  1111