در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

middle

وسط، مرکز، میان، وسطی، میانی

migrant a/

مهاجر، کوچ‌کننده، کوچ‌نشین، کارگر فصلی، کارگر موسمی

صفحه  594  از  1111