در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

mend

تعمیر کردن، رفو کردن، مرمت کردن، درست کردن، بازسازی کردن، اصلاح کردن

mender (road)

راهدار، مسؤول تعمیر و نگهداری راه

menu

لیست، فهرست، منو

merchant

تاجر، بازرگان، کاسب، مغازه‌دار، بازرگانی، تجارت

merge

ادغام شدن، یکی شدن، به هم پیوستن، ملحق شدن

صفحه  589  از  1111