در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

mend

تعمیر کردن، رفو کردن، مرمت کردن، درست کردن، بازسازی کردن، اصلاح کردن

mender (road)

راهدار، مسؤول تعمیر و نگهداری راه

menu

لیست، فهرست، منو

merchant

تاجر، بازرگان، کاسب، مغازه‌دار، بازرگانی، تجارت

merge

ادغام شدن، یکی شدن، به هم پیوستن، ملحق شدن

«‹ ۵۸۷  ۵۸۸  ۵۸۹ ۵۹۰ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۵۸۹ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰