mean متوسط، میانگین، حد وسط، معدل، حقیر، پَست، کممایه، پیشپاافتاده، نشانه بودن، معنی را رساندن، دلالت کردن، منتهی شدن، معنی دادن، قصد داشتن، خواستن، اهمیت داشتن، مهم بودن