mass مقدار زیاد، توده، انبوه، کپه، ازدحام، توده مردم، جماعت، عامه، عوام، همگانی، دستهجمعی، گروهی، وسیع، کلان، جرم (فیزیک)، کپه کردن، کپه شدن، توده کردن، توده شدن، روی هم انباشتن، جمع کردن، جمع شدن، متمرکز کردن، متمرکز شدن