marshal فرمانده، ارتشبد، مأمور تشریفات، رییس کلانتری، رییس پلیس، رییس آتشنشانی (آمریکا)، آجودان، نظم بخشیدن، نظم دادن، مرتب کردن، منظم کردن، آرایش کردن، راهنمایی کردن، به خط کردن، ردیف کردن (واگنها در راهآهن)