در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

marl

آهک رس، رس آهکی، مارن، گل‌آهک

marsh

ماندآب، باتلاق، لجن‌زار

marshal

فرمانده، ارتشبد، مأمور تشریفات، رییس کلانتری، رییس پلیس، رییس آتش‌نشانی (آمریکا)، آجودان، نظم بخشیدن، نظم دادن، مرتب کردن، منظم کردن، آرایش کردن، راهنمایی کردن، به خط کردن، ردیف کردن (واگن‌ها در راه‌آهن)

masonry

سنگ‌تراشی، سنگ‌کاری، بنایی، مصالح بنایی

«‹ ۵۷۳  ۵۷۴  ۵۷۵ ۵۷۶ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۵۷۵ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰