در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
lower slab [box girder]
دال پایینی [تیر حمّال جعبهای]
lowercase letter
حرف کوچک (در الفبا)
lowered kerb
جدول کمارتفاع، جدول کوتاه
lowered vehicle
وسیله نقلیهای که فاصله آن با سطح زمین کم باشد
lowering
پایین آوردن، پایین آمدن، کم کردن، کم شدن
lowering of speed
کم کردن (کاهش) سرعت
lowering of the water table
پایین آمدن سطح آب، پایین آمدن سطح سفره آب
lowest tender (allocation to)
واگذاری به پیشنهاد حداقل (مناقصه)
lowland
زمین پَست، دشت
lubricant
روغن، گریس
lubrification
روغنکاری، گریسکاری، چرب کردن، روغنکاری کردن، لیز کردن
luggage
بار، اساب سفر، چمدانها، باروبنه
luggage rack
باربند (اتومبیل)، رف بالای سر، جای بار
luggage van
وانت ویژه حمل چمدان (در فرودگاهها و ...)
lumen
لومن (واحد اندازهگیری پخش نور)
lumen meter
دستگاه نورسنج، دستگاه سنجش شار
luminaire support [USA]
تیر (پایه) نورافکن [اصطلاح آمریکایی]
luminaire [USA]
نورافکن [اصطلاح آمریکایی]
luminance
درخشندگی، درخشش، تابناکی
luminance (retroreflected)
درخشش انعکاسی
luminance coefficient
ضریب درخشندگی، ضریب درخشش
luminance factor
ضریب روشنایی، ضریب درخشانی
luminance meter
دستگاه سنجش میزان درخشندگی
luminance threshold
آستانه درخشش، آستانه درخشندگی
صفحه 560 از 1111