در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

liquidity

مایع بودن،‌ آبگونگی، روانی، نقدینگی، قدرت پرداخت بدهی‌ها

list

فهرست، لیست، سیاهه، صورت، ریز، جدول، فهرست کردن، لیست کردن، صورت برداشتن، در فهرست آوردن، ثبت کردن، در لیست گذاشتن

list (check)

چک لیست، فهرست بازبینی، صورت رسیدگی

list (mailing)

صورت (اسامی) طرف‌های مکاتبه، ریز مکاتباتی

listing

به صورت فهرست درآوردن، فهرست کردن، لیست کردن، فهرست، لیست

literature

آثار ادبی، نوشته‌ها، کتاب‌ها، آثار

litigation

اقامه دعوی، شکایت، دادخواهی

litter

آشغال، زباله، به هم‌ریختگی، به هم ریختن، به هم ریخته کردن

live

زنده، فعال، پرتحرک، برق‌دار (سیم)، پرشور، افروخته، روشن، برقی (راه‌آهن)، دایر، برقرار (مؤسسه)، مستقیم (رادیو، تلویزیون)، مطرح،‌ داغ، تازه، مهم، حیاتی، زنده بودن، حیات داشتن، زندگی کردن، اقامت داشتن، سکونت داشتن، دوام آوردن

«‹ ۵۴۵  ۵۴۶  ۵۴۷ ۵۴۸ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۵۴۷ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰