در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
layer (protective)
لایه محفظه
layer (separation)
لایه جداکننده
layer (shrub)
لایه نباتی (بوته و درختچه)
layer (slippage of surface)
لغزش لایه رویه، فتیله شدن رویه
layer (soil)
لایه خاک، قشر خاک
layer (thin)
لایه نازک، قشر نازک
layer (underlying)
لایه زیرین، قشر تحتانی
layer (water)
لایه آب، قشر آب
layer (waterproofing)
لایه آببندی
layer coefficient
ضریب لایه
layer of snow
لایه برف
layer thickness
ضخامت لایه
layered embankment
خاکریز لایهای، خاکریز مطبق
laying
پهن کردن، گستراندن، کار گذاشتن، مستقر کردن، نصب کردن
laying (cable)
قراردادن، کابل، کابلکشی
laying (cold)
پخش سرد (پخش آسفالت به صورت سرد)
laying (hot)
پخش گرم (پخش آسفالت به صورت گرم)
laying (pipe)
لولهگذاری، کار گذاشتن لوله
laying and finishing machine
ماشین پخش و پرداخت (آسفالت، بتن)
laying down a low
وضع کردن قانون
laying machine
ماشین پخشکننده، دستگاه پخش (آسفالت، بتن)
laying method
روش پخش کردن
layoff
از کار بیکار کردن، بیرون کردن
layout
آرایش، طرح، وضع، نقشه اولیه، گستردگی، نحوه گستردگی، نظم، نظم و ترتیب، فضابندی، جانمایی
صفحه 524 از 1111