در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

landed a/

غیرمنقول (دارایی)، به صورت زمین، مالک، زمین‌دار

landfill

دفن زباله، زباله، گورستان زباله، خاک دستی ریختن

landing

فرود (هواپیما)، ورود به خشکی، پیاده شدن در ساحل، بارانداز، اسکله، پاگرد (پله)

landlocked area

منطقه محصور در خشکی (بدون دسترسی به دریا)

landmark

علامت مرزی، مرزنما، سنگ‌چین، راهنما، علامت، نشانه، تفکیکی ثبتی (حقوق)، رویداد بزرگ، حادثه دوران‌ساز، نقطه عطف

landowner

صاحب زمین، ملّاک، زمین‌دار

landscape

منظره، چشم‌انداز، دورنما، نما، منظره‌سازی، محوطه‌سازی، محوطه‌سازی کردن، منظره‌سازی کردن، طراحی کردن

صفحه  514  از  1111