در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

lading

بار کردن، بارگیری، بار، محموله، کالای بار شده

lag

تأخیر، فاصله، لقی‌گیر (تکیه‌گاه)، کند پیش رفتن، آهسته حرکت کردن، یواش رفتن، عقب ماندن، عایق کردن، عایق‌بندی کردن

lag time

زمان تأخیر (چراغ راهنما)

lagging

عایق شکل‌دار (عایق حرارتی)، داربست تاق‌زنی، چوب‌بندی، تخته‌بندی (چوب‌بست قوس، جدار گودبرداری)، عایق‌بندی، تعویق، به تأخیر افتاده (عمل، کار)

lagoon

تالاب، مرداب، دریاچه کم‌عمق

lake

دریاچه، رنگیزه رسوبی

lake sand

ماسه رودخانه‌ای، ماسه گرد (مصالح‌شناسی)

laminar flow

جریان آرام، جریان پایدار (هیدرولیک)

«‹ ۵۰۸  ۵۰۹  ۵۱۰ ۵۱۱ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۵۱۰ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰