در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

judicial a/

قضایی، دادگاهی، منصفانه، بی‌طرفانه

junction

تقاطع، چهارراه، اتصال، پیوند، محل اتصال، محل تلاقی (راه، راه‌آهن)، انشعاب (لوله‌کشی)

«‹ ۵۰۱  ۵۰۲  ۵۰۳ ۵۰۴ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۵۰۳ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰