در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

invisible

نامرئی، غیرقابل رؤیت، ناپیدا، نادیدنی

invite

دعوت کردن، مهمان کردن، جویا شدن، خواستن، فراخواندن، موجب شدن، برانگیختن، تشویق کردن، ترغیب کردن

invoice

فاکتور، برگه فروش، صورت‌حساب، فاکتور کردن، فاکتور نوشتن، صورت کردن، فاکتور فرستادن

involve

درگیر کردن، گرفتار کردن، مستلزم بودن، متضمن بودن، شامل شدن، در برگرفتن

involved

درگیر، گرفتار، پیچیده، بغرنج، غامض

involvement

درگیری، گرفتاری، دخالت، مداخله، شرکت، نقش، مشکل، مسأله، معضل

iron

آهن، آهنی، آهنین، قوی، محکم

«‹ ۴۹۴  ۴۹۵  ۴۹۶ ۴۹۷ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۴۹۶ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰