در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

invalid

بی‌اعتبار، بی‌ارزش، بیمار، علیل، معلول

invent

اختراع کردن، ابداع کردن، ساختن

invention

اختراع، ابتکار، ابداع، خلاقیت، قدرت ابتکار

inventor

مخترع، مبدع، ابداع کننده

inventory

صورت، ریز، فهرست، سیاهه، لیست، فهرست کردن، صورت کردن، صورت‌برداری کردن (اثاثیه، کالا و ...)

inversion

وارونه کردن، معکوس کردن، واژگون کردن، برعکس کردن، وارونه شدن، برعکس شدن، معکوس شدن، واژگون شدن

invert

کف، قعر (آّرو، لوله، تونل)، معکوس کردن، برگرداندن، وارونه کردن

invest

سرمایه‌گذاری کردن، گذاشتن (پول، سرمایه)، صرف کردن

investigate

تحقیق کردن، بررسی کردن، مطالعه کردن، رسیدگی کردن

investigator

مأمور تحقیق، مأمور رسیدگی، مأمور بررسی

«‹ ۴۹۳  ۴۹۴  ۴۹۵ ۴۹۶ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۴۹۵ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰