در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

interest

علاقه، دلبستگی، کشش، جذبه، اهمیت، سود، نفع، منفعت، صرفه، مصلحت، بهره، نزول، توجه جلب کردن، علاقمند کردن، مربوط بودن، ارتباط داشتن

interface

فصل مشترک، سطح مشترک، وجه مشترک، واسطه، واسط، از طریق واسطه به هم متصل کردن، از طریق واسطه به هم متصل بودن

interfere

مداخله کردن، دخالت کردن، تداخل کردن، اختلال ایجاد کردن

interference

دخالت، تداخل، اختلال، پارازیت، تعارض، برخورد

intergreen matrix (stage)

ماتریس زمان‌های حداقل میان ابتدا و انتهای فازهای تداخلی (چراغ راهنمایی)

صفحه  489  از  1111