در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

insurance

بیمه، پول بیمه، خسارت (بیمه)، حق بیمه، بیمه‌نامه، قرارداد بیمه، اقدام احتیاطی، عمل پیشگیرانه

insure v/

بیمه کردن، تضمین کردن، ضمانت کردن، اطمینان دادن، تأمین کردن

insured

بیمه‌گزار، بیمه‌شده

insurer

بیمه‌گر، بیمه‌کننده، تعهدکننده

integer

صحیح، درست، کامل، تمام، عدد صحیح

integral

لازم، مکمل، تمام، تام (مربوط به) عدد صحیح، انتگرال، انتگرالی، اصلی (قطعات و ...)

صفحه  485  از  1111