در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
instruct
آموزش دادن، تعلیم دادن، مطلع کردن، آگاه کردن، دستور دادن، توصیه کردن، راهنمایی کردن
instruction
آموزش، تعلیم، درس، آموزه، فرمان، دستور، راهنمایی، توصیه، دستورالعمل، طرز استفاده
instruction book
کتابچه دستورالعمل استفاده، کتابچه راهنمای استفاده
instructor
معلم، مربی، آموزگار
instrument
وسیله، اسباب، آلت، ابزار، دستگاه
instrument (detection)
دستگاه شناسگر، دستگاه آشکارساز
instrument (leveling)
ترازیاب (نقشهبرداری)
instrument (measuring)
وسیله اندازهگیری، دستگاه اندازهگیری
instrument (optical)
ابزار نوری، تجهیزات نوری
instrument (precision of an)
دقت یک دستگاه
instrument (surveying)
وسیله مساحی، ابزار نقشهبرداری
instrument (traffic data)
دستگاه (جمعآوری) دادههای ترافیکی
insubordination
نافرمانی، سرکشی، گردنکشی، سرپیچی
insulate
عایق کردن، ایزوله کردن، آکوستیک کردن، محافظت کردن، حفظ کردن
insulating
عایق، عایقدار، عایقبندی شده، عایقکاری شده
insulating concrete
بتن عایقبندی
insulation
عایقکاری (گرما، رطوبت، صدا)، عایقبندی، عایق، نارسانا، ایزولاسیون
insulation (acoustic)
عایقبندی صوتی
insulation (façade)
عایقکاری نمای ساختمان
insulation (heat)
عایق حرارتی، عایقبندی حرارتی، عایقکاری حرارتی
insulation (noise)
عایق صوتی
insulation (phonic)
عایقبندی صوتی
insulation (sound)
عایقبندی صوتی (آکوستیکی)، عایقکاری صوتی
insulation contractor
پیمانکار عایقکاری، پیمانکار ایزولاسیون
صفحه 484 از 1111