در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

instability

ناپایداری، بی‌ثباتی، نااستواری

install v/

نصب کردن، کار گذاشتن، سوار کردن، مستقر کردن، جای دادن، منصوب کردن

installation

نصب، کارگذاری، انتصاب، استقرار، تأسیسات، دستگاه

instalment

قسط، بخش، قسمت، نصب، کارگذاری، سوار کردن

instance

مورد، نمونه، مثال، به عنوان مثال آوردن، به عنوان نمونه ذکر کردن

instant

فوری، آنی، ضروری، لحظه، دم، آن

institute

مؤسسه، انستیتو، انجمن، سازمان، جمعیت، نهاد، تأسیس کردن، بنیاد کردن، ایجاد کردن، برقرار کردن، وضع کردن، شروع کردن، به جریان انداختن، منصوب کردن، گماشتن

institution

تأسیس، پایه‌گذاری، وضع، برقراری، به جریان انداختن (دادرسی، رسیدگی)، انتصاب، نصب، سازمان، بنیاد، مؤسسه، نهاد

«‹ ۴۸۱  ۴۸۲  ۴۸۳ ۴۸۴ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۴۸۳ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰