در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
injured people (transport of)
انتقال مصدومین و مجروحین
injured person
فرد مصدوم
injured person (seriously)
شخص دارای جراحت جدی، مجروح شدید
injured person (slightly)
شخص دارای جراحت سطحی، مجروح سطحی
injury
صدمه، آسیب، لطمه، خسارت، زخم، جراحت، آسبدیدگی، زیان، ضرر
injury (bodily)
جراحت جسمانی
injury (head)
جراحت (در ناحیه) سر
injury (internal)
جراحت داخلی
injury (minor)
جراحت جزیی،
injury (multiple)
جراحت متعدد
injury (serious)
جراحت شدید، جراحت جدی
injury (severe)
جراحت شدید
injury (slight)
جراحت سطحی، زخم سطحی، جراحت جزیی
injury (whiplash)
واخوردگی کردن (در تصادفات رانندگی)
injury accident (personal)
تصادف منجر به جرح، تصادف منجربه آسیب جسمی
injury accident (serious)
تصادف منجر به جراحت شدید
injury accident (slight)
تصادف منجر به جراحت سطحی
injury rate [USA]
میزان جراحت، نرخ جراحت [اصطلاح آمریکایی]
ink
جوهر، مرکب، جوهری کردن، مرکبی کردن
ink character
حرف چاپی
inland
داخلی، غیر مرزی، غیرساحلی، درونمرزی، به درون کشور، به داخل کشور
inland transport
حملونقل درونمرزی، حملونقل داخلی
inland water transport
حملونقل آبی داخلی، حملونقل آبی درونمرزی
inlet
خلیج کوچک، شاخابه، مدخل، دهانه، ورودی
صفحه 480 از 1111