در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

inflect

خم کردن، تا کردن، کج کردن

inflow

جریان ورودی (آب و ...)، سرازیر شدن (به داخل)

inform v/

اطلاع دادن، مطلع کردن، باخبر کردن،‌ آگاه کردن، تحت تأثیر قرار دادن، اثر گذاشتن

information

اطلاعات، خبر، اطلاع، آگاهی، علم اطلاع‌رسانی، خبررسانی

صفحه  476  از  1111