در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

induction

القا، القایش، ایجاد، خلق، تولید، نصب، گماردن

inductive

صنعتی، کارگری، (مربوط به) محیط کار

industrialist

صنعت‌گر، صاحب صنعت، کارخانه‌دار، طرفدار صنعت‌مداری، صنعت‌مدار

industry

صنعت، صنایع، صاحبان صنایع

صفحه  474  از  1111