در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

illuminate

روشن کردن، نورانی کردن، چراغانی کردن، روشن کردن (مسأله، موضوع)، وضوح بخشیدن، توضیح دادن، شرح دادن

illumination

روشنایی، روشنی، نور، روشن‌سازی، نورپردازی، چراغانی، توضیح، شرح، روشنگری، تنویر افکار

image

نقش، نگاره، شمایل، عکس، مجسمه، تندیس، کپی، مشابه، نسخه دوم، تصویر ذهنی، وجهه، نمونه، سمبل، مظهر، تصویر کشیدن، تصویر کردن، نقش کردن، مجسمه کردن، منعکس کردن، بازتابیدن

«‹ ۴۶۲  ۴۶۳  ۴۶۴ ۴۶۵ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۴۶۴ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰