در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

ignite

آتش‌زدن، مشتعل کردن، محترق ساختن، روشن کردن، آتش گرفتن، مشتعل شدن، محترق شدن

igniter

افزوگر، جرقه ‌زننده

illegal a/

غیرقانونی، غیر مجاز، خلاف قانون

illegally

به طور غیرقانونی، به طور غیرمجاز

illegible

ناخوانا، غیرقابل خواندن

illicit a/

غیرقانونی، غیرمجاز، خلاف قانون، ممنوع، قدغن

illness

بیماری، مریضی، ناخوشی، مرض

illuminance

روشنایی، نور، روشن‌سازی، چراغانی، توضیح، شرح، روشنگری، تنویر افکار

صفحه  463  از  1111