در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
hydrophilic
آبدوست، دارای خاصیت خیسشوندگی
hydrophilic aggregate
مصالح هیدروفیلیک، مصالح آبدوست
hydrophobic
آبگریز، فاقد خاصیت خیسشوندگی
hydrophobic characteristics
مشخصات آبگریزی، خاصیت هیدروفوبیک
hydroplane
قایق بالهدار، قایق تندرو
hydroplaning [USA]
سُر خوردن وسیله نقلیه روی آب [اصطلاح آمریکایی]
hydroscopic quality
کیفیت جذب رطوبت، کیفیت نمگیری
hydroseeding
بذرپاشی با فشار آب
hydrostatic
ایستایی، هیدرواستاتیکی
hydrostatic pressure
فشار هیدرواستاتیک، فشار ایستایی
hydrotimetry
هیدروتایمزی، سنجش میزان سختی آب
hydroxide
هیدروکسید
hydroxide (calcium)
هیدروکسید کلسیم
hyetograph
بارش نگار، دستگاه تعیین میزان بارندگی
hygiene
بهداشت، پاکیزگی، نظافت، تمیزی
hyperbola
هذلولی
hyperbolic paraboloid shell
پوسته شلجمی هذلولی، پوسته زیناسبی (سازه)
hypermarket
مرکز خرید بسیار بزرگ، فروشگاه بزرگ
hyperstatic
نامعین
hyperstatic effect
اثر نامعین (از نظر استاتیکی)
hyphen
هایفن، همراست، خط فاصله، خط پیوند
hypotenuse
وتر
hypothesis
فرض، فرضیه، گمانه
hystresis
پسماند، اثر برجای مانده از قبل در ماده
صفحه 461 از 1111