در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

humus

گیاه خاک، لاشبرگ

hurry

عجله، شتاب، بی‌صبری، بی‌تابی، بی‌قراری، عجله کردن، شتاب کردن، وادار به عجله کردن، با عجله انجام دادن

hybrid

دورگه، پیوندی، آمیخته

hybrid vehicle

وسیله نقلیه دوگانه‌سوز (سوخت دوگانه)

hydrant

شیر آتش‌نشانی، شیر آب

hydrate

هیدرات، (ماده) آب دیده، آب دیده کردن، هیدراته کردن، آب دیده شدن، هیدراته شدن

hydration

هیدراتاسیون، آبگیری، هیدراته شده (سیمان، آهک)

hydraulic

هیدرولیکی، هیدرولیک، آبی، روغنی

hydraulic fly ash

خاکستر بادی چسبناک، خاکستر بادی هیدرولیک

صفحه  459  از  1111