در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
Hov lane [USA]
خط عبوری مخصوص وسیله نقلیه پرسرنشین [اصطلاح آمریکایی]
hovercraft
هاورکرافت، هواناو
hovertrain
قطار مغناطیسی
hub cup
قالپاق
hub [wheel]
توپی، چرخمیان
hulk
کشتی اسقاطی، کشتی کهنه، لاشه کشتی، بدنه، لاشه
hulk of car
لاشه اتومبیل
human
انسانی، بشری، (مربوط به) انسان، (مربوط به) بشر
human behaviour
رفتار انسانی
human body
بدن انسان
human error
خطای انسانی
human factor
عامل انسانی
human fatigue
خستگی انسانی
humidity
رطوبت، میزان رطوبت، نم
humidity (air)
رطوبت هوا
humidity (degree of)
درجه رطوبت، میزان رطوبت
humidity (relative)
رطوبت نسبی (هوا)
hump
قوز، برآمدگی، پشته، تل، دستانداز، سرعتگیر، خم کردن، قوز دادن، کپه کردن، تلنبار کردن
hump (round – top road)
دستانداز گرد، سرعتگیر هلالی
hump (side) [rut]
برآمدگی جانبی، کوژ کناری [رد چرخ]
hump (speed control)
سرعتگیر، دستانداز
humped bridge
پل خرپشتی، پل کوهانی
humped pedestrian crossing
گذرگاه برآمده (کوژ) عابر پیاده
humped road section
قسمت برآمده راه
صفحه 458 از 1111