در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

hollow

توخالی، پوک، میان‌تهی، گود، گودافتاده، تورفته، سوراخ، چاله، حفره، گودال، خالی کردن، گود کردن

hologram

هولوگرام، تصویر تمام‌نگار، تصویر سه‌بعدی

holograph

به خط نویسنده، سند به خط نویسنده، کتاب به خط نویسنده

holography

هولوگرافی، ساختن تصویر سه‌بعدی

home

خانه، محل زندگی، منزل، مسکن، وطن، کشور، مهد، زادگاه، خانگی، داخلی، اصلی، مرکزی، خانوادگی، خانواده

home (second)

خانه دوم، منزلگاه دوم،‌ اقامتگاه دوم

homeless a/

بی‌خانمان، آواره، بی‌سرپناه

homicide

آدمکشی، قتل، قتل نفس، قاتل،‌‌ آدمکش

homogeneity

همگونی، همسانی، همگنی، تجانس، تشابه، همانندی

صفحه  452  از  1111