در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

hill

تپه، سربالایی، شیب، تل خاک، پشته

hilly

تپه‌ماهور، پر از پستی و بلندی

hindrance

ممانعت، جلوگیری، مزاحمت، مانع، مزاحم، بازدارنده، سبب تأخیر، مانع پیشرفت

hinge

مفصل، لولا، لولا کردن، لولا انداختن

hinterland

پس‌کرانه، سرزمین درونی، ناحیه دورافتاده از شهر و آبادی

hire

کرایه، اجرت، دستمزد، کرایه کردن، اجاره کردن، استخدام کردن

hire car

خودروی اجاره‌ای، خودروی کرایه‌ای

hire purchase

به اقساط (خریدن، پرداختن)، اجاره به شرط تملیک

hiring

اجاره کردن، کرایه کردن، استخدام کردن

«‹ ۴۴۷  ۴۴۸  ۴۴۹ ۴۵۰ ›»
۲۴ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۴۴۹ از ۱۱۱۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰