در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

hierarchy

سلسله مراتب، طبقات، مراتب، درجات، طبقه، مرتبه، سلسله، رشته

high

حاشیه‌نمای بلند

high (Lord)

رییس دیوان عالی انگلستان، رییس مجلس اعیان

high beam [USA]

نور بالا (چراغ‌های جلوی وسیله نقلیه) [اصطلاح آمریکایی]

high density

چگالی زیاد، تراکم زیاد، پرتراکم

high official

مقام عالی‌رتبه، کارمند عالی‌رتبه

صفحه  446  از  1111