در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
hierarchy
سلسله مراتب، طبقات، مراتب، درجات، طبقه، مرتبه، سلسله، رشته
hierarchy (road)
سلسله مراتب راه، رتبهبندی راه
high
حاشیهنمای بلند
high (Lord)
رییس دیوان عالی انگلستان، رییس مجلس اعیان
high beam [USA]
نور بالا (چراغهای جلوی وسیله نقلیه) [اصطلاح آمریکایی]
high compacting power
توان تراکم بالا
high court
دادگاه عالی
high density
چگالی زیاد، تراکم زیاد، پرتراکم
high density area
منطقه پرتراکم
high frequency
فرکانس بالا
high intensity
شدت زیاد
high kerb
جدول بلند
high mast lighting
نورپردازی با استفاده از دکل (تیربلند)
high official
مقام عالیرتبه، کارمند عالیرتبه
high pressure
فشار بالا، فشار زیاد، پرفشار
high road
شاهراه، راه اصلی
high school
دبیرستان
high speed
سرعت بالا
high spots (leveling down of)
تسطیح برآمدگیها، همتراز کردن بلندیها
high technology
فناوری بالا، تکنولوژی پیشرفته
high voltage
ولتاژ بالا، فشار قوی
high water
فراز آب، بالاترین سطح آب
high – accident location [USA]
محل تصادفخیز، نقطه سیاه [اصطلاح آمریکایی]
high – bonded reinforcement
آرماتور آجدار، میلگرد آجدار
صفحه 446 از 1111